احرار: پزشکان جهادگر خالصانه و بدون منت غرق در خدمت بي منتي مي شوند که چند دهه پيش مشابه همين افراد از خدمت به خلق سر باز زده و از کشور رفته بودند و نظام پهلوي نه براي جبران، که سرپوش گذاشتن چنين واقعيت تلخي مجبور به واردات پزشک از پاکستان و هند شد،
رقيه غلامي؛ اين بار خرده روايتم بر خلاف روايت هاي قبلي که از شنيده هايم بود از مشاهدات عيني خودم در روستاهاست، از همراهي ام با پزشکان جهادگر که خانه به خانه دنبال درد مردم مي روند و گاهي در مدرسه اي يا مسجدي خيمه جهادي خود را مي زنند و درد مردم را التيام مي بخشند.
تقريبا يک يا دوسال قبل از شيوع کرونا بود و ايام تعطيلات نوروزي، ايامي که براي پزشکان جهادي تعطيلات آن، معنايي نداشت و براي همين ديد و بازديدها را به سمت روستاي ايرانق در شهرستان بستان آباد کشيدند تا برکت سال نويشان دعاي خير مردم باشد.
توفيق يارم شد و با آن ها همراه شدم، چندين نفر در رشته هاي مختلف پزشکي، دندانپزشکي، مامايي و ... از دانشگاه علوم پزشکي تبريز حرکت کرديم.
دل هاي مهربان جهادگران و لطافت هواي بهاري همراه خوش وقت من بود براي ديدن و نوشتن و البته براي فهميدن و درک کردن راهي که گاهي در جامعه کمرنگ ديده مي شود و به سمت فراموشي سوق مي يابد.
پزشکان جهادگر که از ماشين پياده شدند سفيدي لباس شان مردم را به سمت آن ها کشيد، زن ها قربان صدقه شان مي رفتند و پيرزن ها از در چارقد پارچه اي شان نخودکشمشي، شکلاتي و ... کف دست دست جهادگران به نشانه محبت مي گذاشتند.
جهادگراني که خالصانه و بدون منت غرق در خدمت بي منتي بودند که چند دهه پيش مشابه همين افراد از خدمت به خلق سر باز زده و از کشور رفته بودند و نظام پهلوي نه براي جبران، که سرپوش گذاشتن چنين واقعيت تلخي مجبور به واردات پزشک از پاکستان و هند شد، واقعيتي که در اسنادي چون روزنامه هاي آن زمان به خوبي ديده مي شود.
واقعيت تلخي که بسياري از مردم آن دوره آن را به خوبي با اتفاقاتي که برايشان افتاده است بازگو مي کنند.
اما امروز پزشکان جهادگر گروه گروه در مناسبت هاي مختلف عزم خود را جزم کرده و با کوله باري از عشق و اميد راهي روستاها مي شوند تا درد مردم را احصا و پيگير درمان آن ها با معرفي به متخصصان و مراکز درماني باشند.