احرار: سانسور نام و تصوير سردار شهيد حاج قاسم سليماني در رسانههاي وابسته به غرب، صرفاً يک تصميم خبري نيست، بلکه بازتاب هراسي عميق از تأثيرگذاري يک روايت مستقل است.
مرتضي شفيعي--سانسور نام و تصوير سردار شهيد قاسم سليماني در رسانههاي وابسته به غرب، پديدهاي اتفاقي يا صرفاً احساسي نيست؛ بلکه بخشي از يک راهبرد آگاهانه در چارچوب جنگ روايتها و مهندسي افکار عمومي جهاني به شمار ميرود. پرسش اصلي اين است که چرا قدرتهاي بزرگ استکباري و بازوي رسانهاي آنها، حتي از يادآوري نام يک فرمانده شهيد نيز هراس دارند!؟
نخست بايد توجه داشت که سردار حاج قاسم سليماني صرفاً يک شخصيت نظامي نبود، بلکه به نمادي فراملي از «مقاومت، استقلالخواهي و مقابله با سلطهطلبي» تبديل شده بود. او در ميدان عمل، معادلات طراحيشده توسط قدرتهاي بزرگ را در منطقه غرب آسيا برهم زد و نشان داد که پروژههاي پرهزينه نظامي و امنيتي آمريکا و متحدانش، لزوماً به نتيجه مطلوب آنان منتهي نميشود. چنين نمادي، اگر در افکار عمومي جهان برجسته شود، مشروعيت «قدرت بلامنازع» غرب را زير سؤال ميبرد.
دوم، امپراتوري رسانهاي غرب بر پايه «کنترل روايت» بنا شده است. اين رسانهها ميکوشند جهان را به دوگانهاي ساده تقليل دهند؛ «ما» بهعنوان منجيان امنيت و آزادي، و «ديگران» بهعنوان تهديد. نام و تصوير سردار حاج قاسم سليماني اين دوگانه را فرو ميريزد؛ زيرا او در ذهن ميليونها آزاديخواه منطقه، نه يک تهديد، بلکه عامل شکست تروريسم و حامي امنيت بود. بنابراين، سادهترين راه براي رسانههاي جريان غالب، حذف صورت مسئله است؛ سانسور.
سوم، هراس رسانههاي غربي از قاسم سليماني، هراس از «الگوسازي» است. نام او يادآور اين واقعيت است که ميتوان خارج از چارچوبهاي قدرتهاي بزرگ، اثرگذار بود؛ ميتوان بدون تکيه به امپراتوريهاي رسانهاي، به محبوبيت رسيد؛ و در عين حال ميتوان در برابر فشارهاي ظالمانه و مستبدانه غرب ايستاد. چنين الگويي براي نظامي که بر مصرفگرايي، فردگرايي افراطي و سلطه فرهنگي بنا شده، خطرناک است.
حقيقت آن است که سانسور نام و تصوير سردار شهيد قاسم سليماني اعترافي نانوشته به تأثيرگذاري اوست. تاريخ نشان داده است که قدرتها معمولاً آنچه را بياهميت ميدانند، سانسور نميکنند؛ بلکه آنچه را نميتوانند کنترل کنند، حذف ميکنند. از اين منظر، هراس امپراتوري رسانهاي غرب از نام قاسم سليماني، بيش از هر چيز، نشانهاي از شکست آنها در ميدان روايت و افکار عمومي است.