1404/11/18 - 21 : 53
کد خبر: 76544
جراحي که نور مي‌بخشد؛ روايت دکتر بهنام غفارزاده، پزش
احرار: مردم تبريز اين روزها آماده‌ي پوشيدن رداي فاخر قدرداني است؛ ردايي که بر شانه‌ي فرزندان سربلندش مي‌نشيند. چهارمين همايش ملي «زنده‌نامان تبريز» قرار است ميزبان نام‌هايي باشد که اعتبار اين شهر را در عمل معنا کرده‌اند

يونس يوسفي:  مردم تبريز اين روزها آماده‌ي پوشيدن رداي فاخر قدرداني است؛ ردايي که بر شانه‌ي فرزندان سربلندش مي‌نشيند. چهارمين همايش ملي «زنده‌نامان تبريز» قرار است ميزبان نام‌هايي باشد که اعتبار اين شهر را در عمل معنا کرده‌اند. در ميان اين نام‌ها، درخشش دکتر بهنام غفارزاده اقدم روايتي متفاوت دارد؛

روايتي که در آن، يک پزشک، اتاق عمل را به محل تلاقي علم، اخلاق و انسانيت تبديل مي‌کند. طبابت، نه شغل؛ اداي دين دکتر غفارزاده با وجود جايگاه علمي و اجتماعي‌اش، هرگز از ريشه‌هايش فاصله نگرفته است. فرزند خانواده‌اي کارمند و برخاسته از تلاش پدري زحمتکش در راه‌آهن، طبابت را نه مسير ثروت، که راه بازپرداخت بدهي به جامعه مي‌داند.

او بارها گفته است: «من با هزينه همين مردم درس خوانده‌ام؛ ممکن بود جاي من و آن بيمار نيازمند عوض شود. درمان رايگان، لطف نيست؛ وظيفه است.» همين نگاه صادقانه، همان حلقه گمشده‌اي است که جامعه امروز، در رفتار نخبگانش به‌دنبال آن مي‌گردد. احترام، قبل از جراحي در کارنامه دکتر غفارزاده، فصلي هست که از خود عمل مهم‌تر است: حفظ عزت بيمار. او فقط تيغ جراحي به دست نمي‌گيرد؛ بار دغدغه‌هاي بيمار را هم سبک مي‌کند. بيمار نيازمند، از نظر او نبايد نگران کرايه راه، غذاي همراه يا هزينه عينک باشد. براي همين، اتوبوس تدارک مي‌بيند، هزينه رفت‌وآمد و خوراک را مي‌پردازد و بهترين امکانات درماني را فراهم مي‌کند. جمله‌اي از او دهان‌به‌دهان چرخيده که مي‌تواند سرلوحه نظام درمان باشد: «بيمار رايگان، بايد محترم‌تر از نزديک‌ترين خويشاوند من باشد.»

جهاد در لباس سفيد

انتخاب دکتر غفارزاده به عنوان چهره ماندگار، احترام به پزشکي است که خستگي را نمي‌شناسد. روايت‌هاي متعددي هست از روزهايي که در بيمارستان‌هاي صحرايي، از صبح زود تا نيمه‌شب، بي‌وقفه جراحي مي‌کرد؛ نه براي تعرفه، نه براي شهرت، بلکه براي روشن شدن دوباره چشم‌هايي که سال‌ها تاريکي ديده بودند. در سفرهاي جهادي به مناطق محروم، از سيستان و بلوچستان تا نقاط دورافتاده، گاه تا ساعت دو بامداد، با حداقل امکانات، چراغ اتاق عمل خاموش نمي‌شد؛ فقط براي اينکه بيماري نااميد برنگردد. وقتي پدربزرگ، نوه‌اش را مي‌بيند در ميان خاطرات بسيار، روايتي هست که فلسفه اين تجليل را خلاصه مي‌کند. پيرمردي که سال‌ها به‌خاطر فقر و آب‌مرواريد، جهان را تار مي‌ديد. پس از جراحي، وقتي چشمانش را باز کرد، رو به نوه‌اش پرسيد: «تو کي هستي؟» او سال‌ها چهره نوه‌اش را نديده بود.

دکتر غفارزاده فقط بينايي را بازنگرداند؛ لذت ديدن عزيزان را به زندگي آن مرد بازگرداند. لحظاتي از اين دست، همان سرمايه‌اي است که با هيچ عدد و رقمي قابل معاوضه نيست. ساده‌زيستي در اوج اعتبار شايد شگفت‌انگيزترين بخش زندگي اين جراح شناخته‌شده، سبک زندگي شخصي او باشد. برخلاف تصور رايج، او و همسرش—خانم دکتر رويا باقرنژاد، متخصص قلب—سال‌هاست زندگي ساده‌اي را انتخاب کرده‌اند؛ در همان محله، با همان وسايل قديمي خانه. بخش بزرگي از درآمدشان صرف امور خير، کمک به نيازمندان و ساخت مسجد مي‌شود. همسرش مي‌گويد: «وقتي شيريني گره‌گشايي از کار مردم را بچشي، تجملات ديگر جذاب نيست.»

تجليل از دکتر غفارزاده، در حقيقت احترام به فرهنگ قناعت و بخشش است. مهري که مرز نمي‌شناسد دامنه انسان‌دوستي او فقط به بيماران محدود نمانده است. همکاري مستمر با انجمن حمايت از زندانيان، آزادي زندانيان داراي شرايط خاص و درمان رايگان خانواده‌هايشان، بخشي ديگر از اين مسير است.

حتي درد حيوانات نيز براي او بي‌اهميت نبوده؛ از جراحي چشم اسب و عقاب گرفته تا سنجاب و خروس، نام او را به رسانه‌هاي جهاني کشاند. او نشان داد براي انسانِ واقعي، درد، مرز نمي‌شناسد. افتخاري فراتر از تنديس دکتر بهنام غفارزاده اقدم در همايش زنده‌نامان، تنديس دريافت مي‌کند؛ اما افتخار واقعي‌اش، دعاي مادري است که فرزندش دوباره مي‌بيند و آرامش خانواده‌اي که پدرشان به خانه بازگشته است. او به‌جاي انتخاب آسايشِ بي‌دردسر، در ميانه مشکلات مردم ايستاده و باور دارد: «بايد ماند و ساخت.» تجليل از او، تجليل از اميدِ زنده در جامعه است

کلیدواژه ها:
احساس خود را نسب به این خبر در قالب یکی از شکلک ها بیان کنید:
Happy sad wonder fear Hate angri
ارسال نظر
نام:
پست الکترونیک:
نظر :
سوال امنیتی :
? 9 + 4

  آخرین اخبار
حفاري تمام‌مکانيزه تونل دوم خط 3 متروي تبريز با حضور وزير کشور آغاز مي‌شود
ضرورت آينده‌نگري عميق‌تر براي بهره‌گيري از تکنولوژي برتر در احداث واحدهاي توليدي/ بهره‌برداري از پنج پروژه اثربخش صنعتي به ارزش 10 هزار و 881 ميليارد ريال در منطقه ويژه اقتصادي سهلان
زنده‌نام تبريز: عليرضا زرين‌دست، ثبت زندگي با نور و تصوير
هيماليا او را در آغوش گرفت، اما نام ايران بر فراز ماندگار شد
وقتي تصوير حافظه مي‌شود: بهزاد پروين‌قدس و ثبت انساني تجربه جنگ
فرماندار ورزقان: مس سونگون در مسير توسعه و آرامش قرار گرفته است
سه‌گانه شرکت ملي صنايع مس ايران، افتتاح مي‌شود
وقتي شعر، خون و عشق را روايت مي کند / تقدير تبريز از شاعر دل جبهه ها
خوشنويسي با طهارت نيت؛ تجليل از استاد داوود نيکنام در همايش زنده‌نامان تبريز
زنده‌نامان تبريز؛ مديري که با مردم زندگي کرد
  پربازدیدترین اخبار
هيماليا او را در آغوش گرفت، اما نام ايران بر فراز ماندگار شد
آيت‌الله آل‌هاشم؛ شهيدي که با مردم زندگي کرد و با خدمت، ماندگار شد
دکتر بهنام غفارزاده؛ طبيبي که بر چشم‌ها نور و بر دل‌ها اميد مي بخشد
استانداري که «تشريفات» را قرباني «تصميمات» کرد
زنده‌نام تبريز: عليرضا زرين‌دست، ثبت زندگي با نور و تصوير
آرامش و امنيت شهر، سربازان بي نشان است
حفاري تمام‌مکانيزه تونل دوم خط 3 متروي تبريز با حضور وزير کشور آغاز مي‌شود
ضرورت آينده‌نگري عميق‌تر براي بهره‌گيري از تکنولوژي برتر در احداث واحدهاي توليدي/ بهره‌برداري از پنج پروژه اثربخش صنعتي به ارزش 10 هزار و 881 ميليارد ريال در منطقه ويژه اقتصادي سهلان
جراحي که نور مي‌بخشد؛ روايت دکتر بهنام غفارزاده، پزش
بانويي که جنگ را مرهم کرد؛ روايتي از زهرا حسين‌زاده، پرستار بي‌سنگر دفاع مقدس
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب گاه محفوظ است.