احرار: هنوز هستند زناني که نامشان در قاب عکسها نيست، اما رد دستانشان بر تاريخ مانده است؛ زناني که نه با اسلحه، که با باند و گاز و دعا، مقابل دشمن ايستادند. چهارمين همايش زندهنامان تبريز، بهانهاي است براي قدرداني از همين چهرههاي بيادعا؛ و در اين ميان، الحاجيه زهرا حسينزاده، بانوي پرستار و جهادگر دفاع مقدس، نامي است که دلها را متوقف ميکند.
سعيد ايريلوزاديان: هنوز هستند زناني که نامشان در قاب عکسها نيست، اما رد دستانشان بر تاريخ مانده است؛ زناني که نه با اسلحه، که با باند و گاز و دعا، مقابل دشمن ايستادند. چهارمين همايش زندهنامان تبريز، بهانهاي است براي قدرداني از همين چهرههاي بيادعا؛ و در اين ميان، الحاجيه زهرا حسينزاده، بانوي پرستار و جهادگر دفاع مقدس، نامي است که دلها را متوقف ميکند.
بانويي که پيش از آنکه «پرستار جنگ» باشد، پرستار انقلاب بود؛ از روزهاي التهاب خيابانهاي تهران، از ?? بهمن همافران، از شبهايي که صداي گلوله با ذکر «يا زهرا(س)» درهم ميآميخت، تا سالهاي آتش و خون در جنوب و غرب کشور. او از همان روزهاي نخست، پاي کار ايستاد؛ نه براي ثبت نام و عنوان، بلکه براي اداي تکليف.
زهرا حسينزاده، از آن زناني است که جنگ را زندگي کرد؛ يازده عمليات، ماهها حضور مداوم در بيمارستانها و نقاهتگاههاي خط مقدم، شبهايي که اتاق عمل با چراغقوه روشن ميشد و روزهايي که لباس پرستارياش فرصت تعويض نداشت. زناني از جنس او، ستونهاي پنهان دفاع مقدس بودند؛ ستونهايي که اگر فرو ميريختند، بسياري از پيروزيها هرگز رقم نميخورد.
او شاهد بود چگونه نوجوانان ?? ساله با بدني مجروح، قرآن ميخواندند؛ چگونه رزمندگان با لب تشنه و تن سوخته، لب به شکايت باز نميکردند؛ و چگونه دعا، در دل آتش، معجزه ميآفريد. روايتهاي او، نه قصهاند و نه اغراق؛ واقعيتهايياند که فقط با اشک ميشود شنيد.
چهارمين همايش زندهنامان تبريز، تنها يک مراسم تجليل نيست؛ يادآوري يک حقيقت است: اينکه اين سرزمين، با خون شهدا و صبر مادران و مجاهدت زناني چون زهرا حسينزاده پابرجا مانده است. زناني که فرزندانشان را راهي جبهه کردند، يا خود، بيهيچ مانعي، راهي خط مقدم شدند.
امروز که نام «زندهنامان» بر پيشاني اين همايش ميدرخشد، زهرا حسينزاده نماد همان نسلي است که هنوز نفس ميکشد تا روايت کند، هشدار دهد و اميد ببخشد؛ نسلي که اگر نبود، شايد امروز چيزي براي روايت از عزت و ايستادگي نداشتيم.
تجليل از اين بانوي مجاهد، تجليل از فرهنگ ايثاراست؛ فرهنگي که بايد از نو شنيده شود، از نو گفته شود و از نو به نسل امروز سپرده شود.