احرار:هر بار که نوستالژيسازانِ دوران پهلوي از «سينماي آزاد» و «هنرِ پيشرفته» آن روزگار سخن ميگويند، يک سؤال ساده همه اين بزککاريها را فرو ميريزد: جايگاه زن در آن سينما کجا بود؟
سخ را نه منتقدان امروز، بلکه خودِ بازيگران زنِ همان دوره دادهاند؛ اعترافاتي که در مطبوعات رسمي رژيم پهلوي منتشر شده و امروز بهمثابه سند، سينماي فارسي را رسوا ميکند.
سينماي موسوم به «فارسي» در دهههاي پاياني پهلوي، زن را نه بهعنوان انسان، هنرمند يا صاحب هويت، بلکه بهعنوان ابزار فروش و تحريک ميديد. نگاهي که آنقدر عريان و بيپرده بود که حتي صداي زنانِ درون اين سينما هم درآمد.
ژاله سام، بازيگر زن سينماي پيش از انقلاب، در گفتوگويي با روزنامه کيهان در تاريخ ?? ارديبهشت ????پرده از واقعيت برميدارد و ميگويد:
«سينماگر، زن را به عنوان وسيله تلقي ميکند و زن نميتواند در سينما از وسيله جنسي بودن به دور باشد.»
اين جمله، يک تحليل بيروني نيست؛ اقرار از دل همان سيستم فاسد است. سينمايي که زن در آن، پيش از آنکه بازيگر باشد، «کالا» بود.
چند ماه پيشتر، هاله، ديگر بازيگر زن آن دوره، در تاريخ ?? اسفند ????در روزنامه کيهان صريحتر سخن گفت:
«کسي به زن اهميت نميدهد و زنان ناگزيرند به پشتوانه مسائل جنسي به سينما بيايند و باقي بمانند.»
اين اعتراف، مهر پاياني است بر افسانه «آزادي زن» در سينماي پهلوي. آزادياي که در عمل، چيزي جز اجبار به تندادن به ابتذال نبود.
واقعيت اين است که سينماي پهلوي، نهتنها مدافع حقوق زن نبود، بلکه يکي از مهمترين ابزارهاي تحقير و استثمار زن بهشمار ميرفت. زن اگر ميخواست ديده شود، بايد در چارچوب نگاه شهوتزده و مردسالارانه سينماگران حرکت ميکرد؛ و اگر نميخواست، حذف ميشد.
امروز، تلاش براي تطهير آن سينما و ارائه تصويري رمانتيک از «دوران طلايي قبل از انقلاب»، تحريف آشکار تاريخ است. اسناد مطبوعاتي همان دوران، بيواسطه و بينياز از تفسير، ميگويند:
زن در سينماي پهلوي، صاحب کرامت نبود؛ ابزار بود.