احرار:ايران کشوري با تنوع کمنظير قومي، زباني و مذهبي است؛ تنوعي که در صورت مديريت صحيح، ميتواند سرمايهاي بزرگ براي قدرت فرهنگي و اجتماعي کشور باشد
_ يونس يوسفي: ايران کشوري با تنوع کمنظير قومي، زباني و مذهبي است؛ تنوعي که در صورت مديريت صحيح، ميتواند سرمايهاي بزرگ براي قدرت فرهنگي و اجتماعي کشور باشد. اما همين ويژگي، همواره يکي از نقاط تمرکز رسانههاي معاند بوده است؛ رسانههايي که تلاش ميکنند اين «تنوع» را از يک ظرفيت، به يک «شکاف امنيتي» تبديل کنند.
?) تبديل تفاوت به تقابل
اولين تکنيک، تغيير چارچوب ذهني مخاطب است. در اين رويکرد، تفاوتهاي فرهنگي و مذهبي نه بهعنوان گوناگوني طبيعي يک ملت، بلکه به شکل «مرزهاي جدايي» تصوير ميشود. واژهها، تيترها و تحليلها بهگونهاي انتخاب ميشوند که حس فاصله و بيگانگي ميان اقوام و مذاهب تقويت شود؛ گويي گروهها نه هموطن، بلکه رقيب يا حتي تهديد يکديگرند.
?) بزرگنمايي گزينشي نارضايتيها
هر جامعهاي مطالبات محلي، مشکلات اقتصادي يا گلايههاي مديريتي دارد. رسانههاي معاند با جدا کردن اين مسائل از بستر کلي کشور، آنها را به «تبعيض سيستماتيک قومي يا مذهبي» تعبير ميکنند. يک مشکل عمراني، يک اعتراض صنفي يا يک تنش محدود، بهعنوان نشانه «بحران فراگير قومي» بازنمايي ميشود.
?) روايتسازي احساسي و تاريخي
يکي از ابزارهاي رايج، احياي زخمهاي تاريخي يا روايتهاي يکسويه از گذشته است. اين رسانهها با بازخواني گزينشي تاريخ، سعي ميکنند حس «مظلوميت جمعي» دائمي ايجاد کنند. در اين فضا، گفتوگو و اصلاح جاي خود را به خشم و بياعتمادي ميدهد.
?) استفاده از شبکههاي اجتماعي براي التهاب لحظهاي
در فضاي ديجيتال، سرعت بر دقت غلبه دارد. شايعات، ويدئوهاي تقطيعشده و اخبار تأييدنشده درباره مناطق قومي يا مذهبي، بهسرعت منتشر ميشود تا قبل از روشن شدن واقعيت، احساسات تحريک شود. هدف، ايجاد موج هيجاني کوتاهمدت است که بتواند بيثباتي رواني ايجاد کند.
?) القاي «جدايي سرنوشتها»
يکي از خطرناکترين پيامها اين است که القا شود «منافع يک قوم يا مذهب در تضاد با منافع ملي» است. اين روايت، مفهوم «سرنوشت مشترک» را تضعيف ميکند و افراد را از هويت ملي به سمت هويتهاي جزيرهاي سوق ميدهد.
نتيجه اين پروژه رسانهاي چيست؟
خروجي نهايي اين عمليات رواني، کاهش اعتماد بينگروهي، افزايش سوءظن، و آماده شدن بستر براي تنشهاي اجتماعي است. ناامني، هميشه از خيابان شروع نميشود؛ اغلب از ذهنها آغاز ميشود.
تنوع قومي و مذهبي در ايران، اگر در چارچوب هويت ملي و عدالت اجتماعي ديده شود، يک مزيت راهبردي است. اما اگر روايت آن به دست رسانههاي بحرانساز بيفتد، ميتواند به ابزار تنش تبديل شود. نبرد اصلي، نبرد روايتهاست؛ و رسانهها در خط مقدم اين ميدان قرار دارند.