بازار تبريز فقط يک مرکز خريد و فروش نيست؛ قلب تپندهي هويت ديني، ملي و انقلابي آذربايجان است.
بازاري که در بزنگاههاي مهم تاريخ معاصر ايران، از مشروطه تا انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، همواره در صف اول دفاع از استقلال و امنيت کشور ايستاده است. طبيعي است که چنين بازاري، فريب هيجانات زودگذر و پروژههاي طراحيشده دشمن را نخورد.
بازاريان تبريز بهخوبي تفاوت اعتراض با اغتشاش را ميشناسند. اعتراضِ قانوني براي اصلاح امور، همواره مورد پذيرش بوده و هست؛ اما تخريب، آتشزدن، تعطيلکردن معيشت مردم و ناامنسازي شهر، هيچ نسبتي با مطالبهگري ندارد. بازاري که نانش از اعتماد مردم تأمين ميشود، چگونه ميتواند با حرکاتي همراه شود که مستقيماً امنيت رواني و اقتصادي جامعه را هدف گرفته است؟
از سوي ديگر، تجربه تاريخي بازاريان تبريز به آنها آموخته است که هرگاه دشمن بيروني از «فشار اقتصادي» سخن ميگويد، همزمان بهدنبال «آشوب داخلي» است. آنها بهخوبي ميدانند که تحريم و اغتشاش، دو لبهي يک قيچياند؛ قيچياي که اگر کار کند، اولين قربانياش همين بازار، توليد و سفرهي مردم خواهد بود.
بازاريان تبريز همچنين پيوند عميق و ناگسستني با دين، روحانيت و ارزشهاي انقلاب اسلامي دارند. اين پيوند صرفاً شعاري نيست؛ بلکه ريشه در باور، سبک زندگي و خاطرات مشترک از ايثار و مقاومت دارد. مردمي که فرزندانشان را در راه دفاع از کشور تقديم کردهاند، با پروژههايي که از رسانههاي معاند هدايت ميشود، همراه نميشوند.
نکته مهمتر اينکه بازاريان تبريز اهل عقلانيت و صبر اجتماعي هستند. آنها ميدانند مشکلات اقتصادي با تعطيلي بازار و التهاب خيابان حل نميشود، بلکه با کار، توليد، اصلاح تدريجي و مطالبهگري هوشمندانه قابل حل است. ايستادن پاي کار کشور در شرايط سخت، براي آنها يک انتخاب نيست؛ يک وظيفه تاريخي است.
در يک جمله، بازار تبريز همراه اغتشاشات نشد، چون:
ريشهدار است، نه هيجاني
آگاه است، نه فريبخورده
انقلابي است، نه ابزاردست بيگانگان
و دلسوز معيشت مردم است، نه دنبال آشوب
اين همان بلوغ اجتماعي است که بارها تبريز را در تاريخ ايران، پيشرو و سربلند نشان داده است.