احرار: در قلب تاريخ يعني بازارسنتي تبريز، جايي که هر آجري حکايتي از تجارت و اعتماد دارد، مغازه ساعتفروشي ما نه فقط محلي براي خريد زمان، که موزه ايستادگياي است که ميراثش با طلوع خورشيد سال 1349 گره خورده است. پدربزرگم، مردي که سالها نبض بازار را در دست داشت ،نماد آن نسلي بود که «کسب» را با «کسب شرافت» هممعني ميدانست.
– سعيد ايريلوزاديان: در قلب تاريخ يعني بازارسنتي تبريز، جايي که هر آجري حکايتي از تجارت و اعتماد دارد، مغازه ساعتفروشي ما نه فقط محلي براي خريد زمان، که موزه ايستادگياي است که ميراثش با طلوع خورشيد سال ???? گره خورده است. پدربزرگم، مردي که سالها نبض بازار را در دست داشت ،نماد آن نسلي بود که «کسب» را با «کسب شرافت» هممعني ميدانست.
واما پدرم از آن روز که اولين ساعت ديواري در مغازه کوچک ما ، در قلب بازار شيشهگرخانه نصب شد تا امروز، وي بيش از هر چيزي، امانتدارِ زمان بوده است. صداي تيکتاک ساعتها در مغازه، موسيقي متن سالها صداقت و پايمردي اوست؛ اعتمادي که نه با تبليغ، بلکه با هر بار انجام معاملهاي شفاف و هر بار باز کردن در مغازه در سپيدهدم، در دل مردم بازار و مشتريان ساخته شده است.
پدرم در اين ساليان سخت و شيرين، همواره يادآور اين است که مغازه ساعتفروشي، محک گذر زمان است. در پيچ و خمهاي روزگار، جايي که بسياري از مغازهها تغيير چهره دادند، او با همان اصول قديمي و با همان تعهد به مشتري، ايستاد. اين ايستادگي، نه فقط تعهد صنفي، بلکه تجلي يک وفاداري عميقتر به مردم شهرش است.
پدرم در مغازه ساعتفروشي خود ، در فضايي که زمان به شکل فيزيکي معامله ميشود، مفهوم «وقت شناسي»، «صداقت» و «امانت» را معنا مي کند . در بازار شيشهگرخانه ؛ جايي که معاملات بر پايه اعتماد صورت مي گيرد؛ ، وي با سابقه بيش از نيم قرن خدمت ثابت کرد که بهترين سرمايهگذاري ؛ سرمايه گذاري بر روي اعتماد مشتري است.

پدرم معتقد است که ارزش يک ساعت، نه در قيمت طلاي آن، بلکه در دقتي است که ارائه ميدهد و اعتمادي که برميانگيزد. و اين فلسفه در روابط تجاري وي نيز منعکس است . صداقت در قيمتگذاري، عدم پيروي از نوسانات کاذب بازار و پايبندي به قيمت عادلانه و امانتداري در تعميرات؛ هرگز قطعهاي غيرضروري تعويض نميشود و تعميرات با دقت کامل صورت ميگيرد
او تنها يک ساعتفروش نيست بلکه مشتريان، پدر را امانتدار و صندوقچه اسرار خود ميدانند و اطمينان دارند که اين اعتماد هرگز خدشهدار نخواهد شد. و اين وفاداري در سنگ بناي جايگاه اجتماعي او هرگز از ميان نرفته است و در سايه همين جايگاه اجتماعي بسياري از مشتريان نسلهاي پيشين، اکنون با فرزندان خود به همان مغازه مراجعه ميکنند تا نماد اين اعتماد خانوادگي را زنده نگه دارند.

تاريخ انقلاب اسلامي ايران نشان ميدهد که بازاريان ، به ويژه پيشکسوتان اصناف، همواره يکي از وفادارترين و تأثيرگذارترين اقشار در حمايت از تحولات بنيادين کشور بودهاند. اين صنف، که از نزديک با سختيها و نيازهاي جامعه در ارتباط است، در درک عميقي از مفهوم استقلال و خودکفايي خود دارد.
پدرم نيز؛ به عنوان عضوي از اين پيکره بزرگ؛ اين درک را با اعمال هود نشان داده است. تعهد او به اصول مردم سالاري و نظام اسلامي صرفاً يک شعار نيست بلکه تجلي آن در پايبندي به اخلاق کسب و کار است که در تضاد کامل با هرگونه سودجويي غير شرعي قرار دارد.
ايستادگي بر اصول، در دوران هاي سخت اقتصادي، جلوهاي خاص دارد. هنگامي که فشارهاي اقتصادي بر بازار سايه افکند، وي با تعهد دقيق و حمايت از خانوادههاي نيازمند در بازار، نشان داد که منافع ملي و اجتماعي مقدم بر منافع شخصي است. اين ايستادگي در برابر فشارها و حفظ مسير درست ، نشاندهنده ايمان عميق وي به آرمانهاي انقلاب و احترامش به حکمراني مبتني بر ارزشهاست.
و در پايان امروز، که پدرم ايستاده در سکوي احترام بازاريان، در سايه مغازه و اجناس نيست؛ بلکه در سايه پايداري او بر اصول اخلاقي و اعتقادي اوست. در بازاري که شاهد فراز و نشيب هاي سياسي و اقتصادي کشور بوده ؛ پايداري او بر اصول اخلاقي و اعتقادي مانند يک ساعت کوکي دقيق، به ما يادآوري ميکند که اصالت، هرگز کهنه نميشود. و بازار شيشهگرخانه به داشتن چنين معتمديني به خود ميبالد. مرداني که با ايمان به خدا و مردم، چرخهاي اقتصاد را چرخاندند و در عين حال، وفاداري خود را به نظام و انقلاب اسلامي، در هر تيکتاک ساعت فرياد زدند