احرار: هوا سرد است؛ از آن سرماهايي که سوز دارد. آسمان گرفته، درست شبيه حالوهواي اين روزهاي مردم. گراني چنبره انداخته بر گلوي خانوادهها و استرس افزايش قيمت کالاها سايهاش را بر زندگي همه پهن کرده است.
سهيلا عباسپور ---- هوا سرد است؛ از آن سرماهايي که سوز دارد. آسمان گرفته، درست شبيه حالوهواي اين روزهاي مردم. گراني چنبره انداخته بر گلوي خانوادهها و استرس افزايش قيمت کالاها سايهاش را بر زندگي همه پهن کرده است.
بازار هم حالوروز خوشي ندارد؛ افزايش قيمت ارز و کاهش قدرت خريد مردم، عواملي هستند که ديگر نميتوان از آنها چشمپوشي کرد. همه ميگويند قدرت خريد مردم کم شده، اما اين جمله حالا فقط يک آمار نيست؛ واقعيتي است که در کف بازار فرياد ميزند.
براي ديدن اوضاع، سري به بازار تبريز ميزنيم. پاساژ ميدان نماز از آن ميدانهايي است که هميشه در چشم بوده، اما ورودي نازيبايش آزاردهنده است؛ نميدانم چرا سالهاست فکري به حال اين پاساژ ورودي و زيباسازي آن نشده. سقف پاساژ را هم که نگاه ميکنم، حالوروز بهتري ندارد.
وارد پاساژ که ميشوم بسيار سوت و کور است. فروشندهها بيکار نشستهاند؛ بعضي با گوشيهايشان سرگرماند و بعضي ديگر وسط پاساژ دور هم جمع شدهاند و سيگار ميکشند. سيگار کشيدن در وسط سالن، بيشتر از هر چيز ديگري توجهم را جلب ميکند؛ انگار اين هم بخشي از روزمرگي رکود شده است.

از آنها ميخواهم درباره وضعيت بازار صحبت کنند. ابتدا تمايلي ندارند. به هر زحمتي هست اقناعشان مي کنم و شروع به صحبت ميکنند.
يکي از فروشندگان که مرد جواني حدود 30 ساله است ميگويد: آغاز اين وضعيت خراب بازار از زمان جنگ دوازدهروزه بوده و بعد از آن، بازار ديگر جان نگرفته است.
اوبا گلايه ميگويند قبل از شما هم خبرنگار آمده، اما نتيجهاي نداشته؛ يا مسئولان نميشنوند يا اگر هم بشنوند، اهميتي نميدهند.
يکي از فروشندهها که نسبت به بقيه کمي مسن تر است ميگويد:مثلاً ما شلوار را 800 هزار تومان ميفروشيم، اما دفعه بعد همان جنس را بايد 900 هزار تومان بخريم. با اين شرايط چطور ميشود کار کرد؟ اجارهها هم که سرسامآور است. ما نه ميتوانيم قيمت را بالا ببريم، نه توان ادامه دادن داريم.
او ادامه مي دهد : از 130 مغازه اين پاساژ، فقط 14 پاساژ مالک هستند بقيه اجاره بوده و اجاره هستند
او ادامه مي دهد : بارها به شهرداري و اتاق اصناف مراجعه کردهاند، اما هيچ اقدامي انجام نشده است. شرايطي بر بازار حاکم شده که نهتنها سرمايه، بلکه انگيزه، ايده و هدف را هم از جوانها گرفته است.

فروشندهي جواني با نااميدي ميگويد: ما فقط ميآييم که اجاره مغازه را دربياوريم و برويم. آيندهاي نميبينيم. همه فقط کار ميکنيم که زنده بمانيم، نه اينکه پيشرفت کنيم.
بازار، آينهي اقتصاد است؛ و اين روزها، تصوير اين آينه چيزي جز خستگي، رکود و نااميدي نيست.
اما اين رکود و فشار اقتصادي، در روزهاي اخير به اعتراضهايي هم منجر شده است؛ اعتراضهايي که بازاريان تأکيد دارند ريشهاي کاملاً معيشتي دارد. آنها ميگويند صدايشان نه از سر هيجان، بلکه از دل سفرههاي کوچکشده بلند شده است و بارها تلاش کردهاند مطالبات خود را از مسير قانوني مطرح کنند. در همين راستا، بازاريان تبريز براي جلوگيري از هرگونه سوءبرداشت، مواضع خود را بهصورت شفاف اعلام کردهاند.
انها مي گويند : اعتراض ما متوجه دولت و مجلس است و ريشهاي کاملاً معيشتي و اقتصادي دارد. مطالبهي ما بهبود وضعيت زندگي مردم و رسيدگي فوري به مشکلات اقتصادي است. ما صراحتاً اعلام ميکنيم که صف خود را از معاندان، آشوبطلبان و سوءاستفادهکنندگان جدا کردهايم و هيچ ارتباطي با اقدامات مخرب نداريم.
بعد اين بيانيه اتاق اصناف بامداد 13 دي ماه ،شاهد حادثهاي تلخ بود؛ در اتفاقي که حوالي ساعت 4 صبح رخ داد، انفجاري صورت گرفت که توسط افراد ناشناس انجام شد و در پي آن، دو نفر در جريان اين عمليات دستگير شدند. بازاريان تاکيد مي کنن دما اينگونه اقدامات را محکوم ميکنيم و آن را بيارتباط با مطالبات صنفي و مردمي خود ميدانيم.
بازاريان تبريز همواره نشان دادهاند که پايبند به دين، ولايت و آرامش جامعه هستند. در طول تاريخ، هر زمان که مشکلات اقتصادي مردم افزايش يافته، بازاريان با صداقت و شفافيت مطالبات خود را از مسير قانوني بيان کردهاند و اجازه ندادهاند کسي از خواستههاي بهحق مردم سوءاستفاده کند.
امروز نيز با صدور بيانيه و اعلام مواضع روشن، تأکيد ميکند که مشکل ما اقتصادي است و انتظار داريم مسئولان صداي بازار و مردم را بشنوند. تبريز ميداند چگونه مطالبات خود را مطالبه کند؛ آرام، شفاف و مسئولانه، بدون آنکه اجازه دهد ديگران بر موج مشکلات مردم سوار شوند..