1404/11/08 - 13 : 3
کد خبر: 75491
استاد پژوهشکده بينالمللي زلزلهشناسي:
درياچه اروميه روي شبکهاي از گسلهاي فعال؛ از گسل شمال تبريز تا روند دهخوارقان/ گسلها چگونه بر آب و لرزهخيزي درياچه اروميه اثر ميگذارند؟
احرار: استاد پژوهشکده بينالمللي زلزلهشناسي ميگويد: «از نظر زمينشناسي، گسلها در شرايط کنوني، درياچه را تخليه نميکنند، اما از طريق سازوکارهاي خاص در ديناميک آب درياچه نقش دارند.»
درياچه اروميه، بهعنوان يکي از مهمترين پهنههاي آبي داخلي ايران، تنها يک پديده هيدرولوژيک نيست، بلکه ساختاري پيچيده و پويا در بستر زمينساختي شمالغرب کشور به شمار ميرود. نقش گسلها، ساختار پوسته زمين، سنگ بستر و تغييرات تنشي ناشي از نوسانات حجم آب، از جمله عواملي هستند که در رفتار اين درياچه و پيامدهاي زمينشناختي و لرزهاي آن اثرگذارند.
دکتر مهدي زارع، استاد پژوهشکده بينالمللي زلزلهشناسي، در گفتوگو با خبرآنلاين، با نگاهي زمينساختي، به تشريح رابطه گسلها با بستر و آب درياچه اروميه ميپردازد و در توضيح ساختار کلي درياچه اروميه ميگويد: «اين درياچه يک فرورفتگي ساختاري است که با شبکهاي از گسلهاي فعال کنترل ميشود و سنگ بستر و مورفولوژي کلي آن را شکل دادهاند. درياچه بين چندين سامانه گسلي بزرگ به صورت يک حوزه فروکششي ايجاد شده است. گسل شمال تبريز، بهعنوان گسل امتدادلغز راستگرد با روند شمالغرب–جنوبشرق، از شمال درياچه عبور ميکند.»
او عنوان ميکند: «جابهجايي در راستاي اين گسل بخشي از يک سامانه برش ساده امتدادلغز راستگرد با مؤلفه فشاري است. گسلهاي سلماس و سرو در غرب و شمالغربي درياچه نيز بهعنوان بخشهاي ديگر همين سامانه، با جابهجايي داراي مؤلفه امتدادلغز راستگرد، به شکلگيري حوضههاي رسوبي و ايجاد حوزه فروکششي درياچه کمک ميکنند. گسل اروميه نيز مرز غربي ساختاري درياچه را مشخص کرده است.»
سنگ بستر و پيسنگ درياچه اروميه
زارع در تشريح سنگ بستر درياچه اروميه اشاره ميکند که اين بستر از سنگهاي پيسنگ کريستالي قديمي و لايههاي رسوبي جوانتر در يک فروافتادگي زمينساختي فعال تشکيل شده است. پيسنگ کريستالي و دگرگوني ژرفترين بخش را ميسازد و شامل سنگهايي از پرکامبرين تا پالئوزوئيک است.
او توضيح ميدهد: «در غرب درياچه، سنگهاي دگرگوني پالئوزوئيک مانند شيستها و گنيسها در سطح يا درست زير رسوبات نازک رخنمون دارند که نشان ميدهد حاشيه غربي در مقايسه با بستر درياچه از نظر زمينساختي بالاآمده است. در شرق درياچه، پيسنگ بسيار ژرفتر و تا حدود 8000متر زير توالي عظيمي از رسوبات از پايان دوران اول تا پايان دوران دوم زمينشناسي قرار دارد.»
سازند قم و لايههاي زيرين درياچه
زارع عنوان ميکند که پيسنگ ميوسن سازند قم مستقيماً در زير گل نرم و نمکي درياچه قرار گرفته است. به گفته او، «اين لايه شامل سنگ آهک مرجاني، مارن و شيل است و بهعنوان يک «کف» سخت براي درياچه فعلي عمل ميکند. اين سازند در چندين جزيره از ??? جزيره درياچه و همچنين در سواحل شمالغربي قابل مشاهده است.»
نازکشدگي پوسته و نقش فرآيندهاي عمقي
اين کارشناس و استاد دانشگاه، با اشاره به نتايج مطالعات گرانشي ميگويد مرز پوسته و گوشته -موهو- در زير درياچه در ژرفاي حدود ?? کيلومتر قرار دارد، در حالي که اين مرز در ارتفاعات اطراف تا حدود ?? کيلومتر پايين ميرود.
او تأکيد ميکند: «پوسته زير درياچه اروميه در مقايسه با اطراف نازکتر است و اين نازکشدگي ميتواند نشاندهنده بالاآمدگي گوشتهاي يا جداشدگي پوسته باشد که امکان نشست پوسته در حوضه درياچه را فراهم کرده است.»
زارع همچنين به نقش مراکز آتشفشاني کواترنري مانند شبهجزيره اسلامي -که مشتمل بر يک مخروط آتشفشاني است- و آتشفشان سهند اشاره ميکند که جوانترين بخشهاي سنگ بستر درياچه را ساختهاند.
رسوبات کواترنر و توالي لايهها در بستر درياچه
زارع توضيح ميدهد در بستر درياچه اروميه، رسوبات کواترنر شامل گلهاي فوقشور، آراگونيت، هاليت و رسهاي آواري با ضخامت ?? تا ?? متر جوانترين لايهها هستند.
به گفته او، «در زير اين رسوبات، سازند قم با سنگ آهک و مارنهاي سبز قرار دارد و پايينتر از آن ماسهسنگها، شيلها و «فليش» -در شرق درياچه ضخيمترين لايه- مربوط به دوران اول و دوم زمينشناسي ديده ميشود و در نهايت پيسنگ کريستالي پرکامبرين شامل سنگهاي دگرگوني، گرانيتها و ريوليتها قرار دارد.
غرب درياچه عمدتاً از سنگهاي دگرگوني پالئوزوئيک و پيسنگ قديميتر تشکيل شده، در حالي که بخش شرقي بيشتر با رسوبات فليش دوران دوم و سنگهاي آتشفشاني کمان ماگمايي سهند شناخته ميشود.»
پشتههاي تراورتن و آبهاي گرم معدني
زارع يکي از ويژگيهاي منحصربهفرد بستر سنگي درياچه اروميه را وجود پشتههاي گسترده تراورتن با وسعتي در حدود 80 کيلومتر مربع ميداند.
او ميگويد: «اين پشتهها توسط آبهاي گرم غني از مواد معدني تشکيل شدهاند که از طريق شکستگيها و گسلهاي شرقي–غربي و شمالغربي–جنوبشرقي در بستر سنگ بالا آمدهاند.»
وزن آب درياچه و تأثير آن بر گسلها
زارع در ادامه عنوان ميکند: «بهطور تاريخي، وزن آب يا فشار هيدرواستاتيک درياچه بر گسلهاي کف درياچه برقرار بوده است. از دست دادن حدود 22تا 30کيلومتر مکعب آب موجب «تخليه پوسته» شده که با تغيير تنش مؤثر بر سطوح گسل، ميتواند ريزلرزهها را تحريک يا آغاز کند.»
او هشدار ميدهد: «اگر گسلي آماده لغزش بزرگ باشد، چه بسا موجب تحريک نهايي براي يک زمينلرزه بزرگ شود. استخراج گسترده از سفرههاي آب اطراف -مانند سفرههاي آب مياندوآب و سلماس- هم فشار منفذي در سنگ بستر را بيشتر تغيير ميدهد و به طور بالقوه بر الگوهاي لرزهاي محلي اثر گذاشته است.»
کنترل مورفولوژي درياچه توسط روندهاي گسلي/ نقش گسل دهخوارقان چيست؟
زارع ميگويد: «مورفولوژي درياچه اروميه توسط دو جهت غالب گسلي کنترل ميشود؛ يکي روند شمالغربي–جنوبشرقي که موازي با راندگي اصلي زاگرس است و ديگري روند شمالشرقي–جنوبغربي که بهعنوان ساختارهاي عرضي شناخته ميشوند.»
او توضيح ميدهد: «روند دهخوارقان (آذرشهر-دهخوارقان يا روند دهخوارقان-تبريز) ساختاري است که بخش مرکزي درياچه را قطع کرده و برخلاف گسلهاي غالب شمالغربي–جنوبشرقي، بهعنوان يک ساختار ثانويه يا عرضي عمل ميکند و عملاً حوضه درياچه را به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم ميکند. در حالي که گسل اصلي شمال تبريز راستگرد است، گسلهاي ثانويه شمال شرقي-جنوب غربي مانند روند دهخوارقان سازو کار امتدادلغز چپگرد دارند.»
اين کارشناس همچنين عنوان ميکند: «سنگ بستر درياچه بهصورت مجموعهاي از بلوکهاي بالاآمده و فرونشسته ديده ميشود. در بخش مياني درياچه و در نزديکي پل بزرگراه شهيد کلانتري، سنگ بستر در راستاي گسل شمالشرقي–جنوبغربي بالاآمده و باعث شده اين بخش در مقايسه با بخشهاي شمالي ژرفتر، باريکتر و کمژرفاتر باشد. تقاطع روند دهخوارقان با گسلهاي طولي شمالغربي–جنوبشرقي يک سامانه گسله مزدوج ايجاد کرده که به دليل درجه بالاي شکستگي، مسير صعود آبهاي گرم غني از مواد معدني را فراهم کرده است. به همين دليل است که بسياري از پشتههاي تراورتن و چشمههاي آب گرم درياچه در محل تلاقي اين روندها متمرکز شدهاند.»
گسل شمال تبريز و لرزهخيزي منطقه
زارع، گسل شمال تبريز را «راستاي اصلي لرزهزاي منطقه» معرفي ميکند و ميگويد روند دهخوارقان در شهر تبريز به اين گسل ميرسد و يک تلاقي ساختاري مهم ايجاد ميکند.
به گفته او، اين تلاقي ساختاري با وقوع زمينلرزههاي مهم تاريخي تبريز مرتبط بوده و بر توزيع تنش در گسل شمال تبريز اثر ميگذارد. در بخش مياني درياچه نيز سنگ بستر در امتداد اين محور شمالشرقي–جنوبغربي به سطح نزديکتر شده و همين موضوع "سنگ پي" زمينشناختي را براي ساخت گذرگاه شهيد کلانتري فراهم کرده است.
آيا گسلها آب درياچه را تخليه ميکنند؟
زارع تأکيد ميکند: «از نظر زمينشناسي، گسلها در شرايط کنوني، درياچه را تخليه نميکنند، اما از طريق سازوکارهاي خاص در ديناميک آب درياچه نقش دارند. نقش گسلها را ميتوان در بستر درياچه اروميه در موارد زير توضيح داد:
- گسلها، "نشتي حوضه" را با تعامل آبهاي زيرزميني کنترل ميکنند. درياچه اروميه يک درياچه بدون هيچ خروجي سطحي است. گسلهاي ثانويه مانند روند شمال شرقي-جنوب غربي دهخوارقان مناطق بسيار شکستهاي را در سنگ بستر ايجاد ميکنند. با کاهش سطح درياچه به دليل تبخير و سدسازي، وزن (فشار هيدرواستاتيک) درياچه کاهش يافته است. «اثر سيفوني» با همين گسلها هدايت ميشود. از آنجا که انسانها مقادير زيادي آب زيرزميني را از سفرههاي آب اطراف پمپاژ کردهاند، سطح آب در سنگ بستر اغلب پايينتر از بستر درياچه است. اين موضوع يک گراديان فشار ايجاد ميکند که در آن آب درياچه ميتواند به طور بالقوه از طريق مناطق گسله به سفرههاي آب زيرزميني زيرين نفوذ کند تا "شکاف" باقي مانده از پمپاژ بيش از حد را پر کند.
- گسلها به عنوان "مجرا" در بسياري از بخشهاي درياچه عمل ميکنند. گسلها در واقع به عنوان مجرايي براي جريان رو به بالا عمل ميکنند. چشمههاي آب گرم عميق و غني از مواد معدني از طريق همين گسلها راه به سطح زمين مييابند. تشکيل تراورتن به اين ترتيب ممکن ميشود.
- گسلها در حين باربرداري از پوسته در لرزهخيزي القايي نقش دارند. از دست دادن ميلياردها تن آب، وزن عظيمي را از پوسته زمين برداشته است. "تخليه پوسته" فشار روي گسلهاي حوزه درياچه اروميه را تغيير داده است. به جاي اينکه گسلها آب را تخليه کنند، از دست دادن آب گسلها را تحريک ميکند و به طور بالقوه منجر به ريزلرزههاي مکرر يا نهايتا تحريک وقوع زمينلرزههاي بزرگ در منطقه ميشود.
گسل دهخوارقان و ساير گسلها سنگ بستر را "نشتپذير" ميکنند، اما علت ناپديد شدن درياچه نيستند. البته گسل دهخوارقان در محل درياچه لرزهخيزي مشخصا بالاتري نسبت به ساير بخشهاي درياچه را موجب ميشود.
انتهاي پيام/
کلیدواژه ها:
احساس خود را نسب به این خبر در قالب یکی از شکلک ها بیان کنید: