1404/11/04 - 16 : 7
کد خبر: 74484
چرا مغرب زمين با انقلاب اسلامي سر ستيز دارد؟
از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357رابطه جهان غرب با ايران وارد مرحلهاي تازه شد؛ مرحلهاي سرشار از سوءظن، تقابل، و در بسياري مواقع دشمني آشکار. اما اين دشمني ريشه در کجا دارد؟ انقلاب اسلامي ايران صرفاً يک تحول سياسي نبود؛ تغيير پارادايمي بود که نظم جهاني غرب را به چالش کشيد.
يونس يوسفي--- تا پيش از انقلاب، نظام بينالملل بر پايه دو محور قدرت شکل گرفته بود: ليبراليسم غربي و کمونيسم شرقي. ايران با شعار «نه شرقي، نه غربي» مدلي سوم را ارائه داد — مدلي که نه وابسته بود و نه تقليدي، بلکه بر ارزشهاي اسلامي، استقلالطلبي و عدالت اجتماعي تکيه داشت. همين استقلال فکري و اقتصادي، براي غرب که به سلطه و مديريت جهاني عادت کرده بود، غيرقابلپيشبيني و تهديدآميز جلوه کرد. از ديد قدرتهاي غربي، انقلاب اسلامي معادله نفت، امنيت و نفوذ فرهنگي را بر هم زد. ايران ديگر «مهره شطرنج خاورميانه» نبود، بلکه بازيگر مستقلي شد که تصميماتش را بر پايه منافع ملي و اصول ديني ميگرفت. همچنين، گسترش گفتمان مقاومت در منطقه — از لبنان تا فلسطين — نشان داد که تأثير انقلاب فراتر از مرزهاي ايران است. اين صدور گفتمان استقلالخواهي براي غرب يعني از دست رفتن ابزارهاي فشار سنتي. علاوهبر اين، انقلاب اسلامي با طرح مفاهيمي تازه مانند «عدالت جهاني» و «مبارزه با استکبار» چهره نرم قدرت غرب را زير سؤال برد. رسانهها و سياستمداران غربي از آن بيم دارند که اين تفکر بتواند افکار عمومي جهان را نسبت به نظام نابرابر اقتصادي و سياسي غربي بيدار کند. در يک جمله ميتوان گفت: دشمني غرب با انقلاب اسلامي نه به خاطر ايرانِ جغرافيايي، بلکه به خاطر ايرانِ انديشه است. ايراني که نشان داد ميتوان مستقل بود، ميتوان عزتمند زندگي کرد و ميتوان بر مبناي ايمان مردمي، در برابر فشار جهاني ايستاد.
کلیدواژه ها:
احساس خود را نسب به این خبر در قالب یکی از شکلک ها بیان کنید: